 |
|
"آی آدما گوش بکنین وصیت من آی شمایی که می گیرین جنازه ی من دستای منو از توی تابوت بیرون بذارین تا که بدونن هیچی از این دنیا نبردم خالیه این دستای من تو رو خدا موهای منو شونه نکشین تا که بدونن دست نوازش نکشیدن روی سر من اگه گسی سراغمو ازت گرفت تو رو خدا نذارین بره آخه اونه قاتله من بگید چشاش به در بود نیومدی سراغش بگید که یاد تو بود نیومدی سراغش بگید که تک پرت بود نیومدی سراغش بگید که عاشقت مرد دیگه نیا سراغش."
×××××××× سلام. به جزیره تنهایی ما خوش آمدید. نظر یادتون نره.
jaziretanhayi@yahoo.com |
|
|
 |
|
چشمانت ... |
یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 |
|
|
|

هوا ترست به رنگ هوای چشمانت دوباره فال گرفتم برای چشمانت اگر چه کوچک و تنگ است حجم این دنیا قبول کن که بریزم به پای چشمانت بگو چه وقت دلم را ز یاد خواهی بر د اگر چه خوانده ام از جای جای چشمانت دلم مسافر تنهای شهر شب بو هاست که مانده در عطش کوچه های چشمانت تمام اینه ها نذر یاس لبخندت جنون آبی در یا فدای چشمانت چه می شود تو صدایم کنی به لهجه موج به لحن نقره ای و بی صدای چشمانت تو هیچ وقت پس از صبر من نمی ایی در انتظار چه خالیست جای چشمانت به انتهای جنونم رسیده ام کنون به انتهای خود و ابتدای چشمانت من و غروب و سکوت و شکستن و پاییز تو و نیامدن و عشوه های چشمانت خدا کند که بدانی چه قدر محتاج ست نگاه خسته من به دعای چشمانت
|
|
|
|
|
|